ذبيح الله صفا
18
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
چندان طولانى نبود و قسمت بزرگى از عهد تسلّط آنها در ضعف يا زدوخورد با امراى ديگر مىگذشت و بررويهم وسيلههاى مؤثرى براى ادامهء انحطاط مدنى ايران شمرده ميشدند و تنها در دورهء قدرت خود فرصت دخالت در امور عمرانى و علمى و ادبى حاصل ميكردند . اتابكان سلغرى دربارهء اتابكان سلغرى فارس و كيفيت تشكيل سلسلهء حكومتى آنان در مجلّد دوم اين كتاب ( ص 28 - 29 ) باختصار سخن گفتهايم . مقارن حملهء مغولان بر ايران اتابك سعد بن زنگى ( 599 - 623 ) آخرين سالهاى امارت خود را در فارس مىگذرانيد و او پس از مصالحه با سلطان محمّد خوارزمشاه ، و مدارا با پسران او غياث الدين و جلال الدين منكبرنى ، توانست حكومت خود را در فارس نگاه دارد و مخصوصا در اواخر حيات خود بايجاد مساجد و مدارس و آثار خير توجّه بسيار كند . پسرش اتابك ابو بكر ( 623 - 658 ) با سرداران اگتاىقاآن كه در 633 اصفهان را تسخير و ويران كرده بودند ، از در مصالحت درآمد و قبول ايلى كرد . اوگتاى پادشاهى فارس را به دو گذاشت و ويرا لقب « قتلغ خان » داد . وى اين اظهار اطاعت را در عهد هلاگو خان نيز تجديد نمود و بدين ترتيب فارس را از خطر ويرانى و نابسامانى اوضاع نجات داد و آن را كه بمنزلهء پناهگاهى براى بعضى از فاضلان زمان شده بود ، از مراكز بزرگ ادبى و علمى دورهء مغول گردانيد . علاوه برين ابو بكر خرابيهاى فارس را نيز مانند پدر مرمّت كرد و ابنيه و آثار بسيار در سرزمين فارس بر جاى نهاد و با جنگهايى هم كه در اطراف خليج فارس و عمان كرد بتوسعهء متصرّفات خويش از حدود بصره تا سواحل هند و عمان و مسقط توفيق يافت . پس از اتابك ابو بكر پسرش سعد كه از درگاه هلاگو بپارس برميگشت بيش از دوازده روز زنده نماند و بدين سبب حكومت بپسر خردسالش محمّد بن سعد ( 658 - 660 ) رسيد و چون به زودى درگذشت محمّد بن سلغر بن سعد هشت ماه حكومت راند و بسبب ظلم و عدوان دستگير و روانهء درگاه هلاگو گرديد و برادرش